مستعمرات و وابستگان
+0 به یه ن
تحتالحمایه بوهمیا و مراویا با تکهتکه کردن چک-اسلوواکی ایجاد شد. مدت کوتاهی پس از آن که سودتنلند از چک-اسلوواکی ضمیمه آلمان شد، اسلوواکی اعلان استقلال کرد. کشور جدید اسلوواکی خود را متحد آلمان میدانست. مابقی این کشور به اشغال آلمان درآمد و به صورت تحتالحمایه اداره شد. نهادهای مدنی چک حفظ شد اما این منطقه به عنوان تحتالحمایه در قلمرو حاکمیت آلمان در نظر گرفته شد.
دولت عمومی (Generalgouvernement) عنوانی بود که به مناطق اشغال شده در لهستان که مستقیماً جزو خاک آلمان نشدند، اطلاق گردید اما همانند بوهمیا و مراویا به عنوان تحتالحمایه در قلمرو حاکمیت آلمان در نظر گرفته شدند.
بلژیک به سرعت تسلیم آلمان شد و پادشاه این کشور در دوره اشغال نظامی آن بین سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ در بلژیک باقی ماند. پادشاه بلژیک از آن جایی که بسیار سعی میکرد پس از پیروزی کامل آلمان در جنگ، حقوق کشور تأمین گردد، همکاری نزدیکی با آلمان داشت. اما هیتلر قصد داشت بلژیک و جمعیت آلمانی تبار آن را ضمیمه آلمان رایش بزرگتر بکند. در ابتدای ارگانی با نام کمیساریای رایش بلژیک (Reichskommissariat Belgien)که مستقیماً توسط دولت آلمان اداره میشد، حاکم بلژیک بود که به دنبال آن که بلژیک را به آلمان ملحق کند. به هر وجه بلژیک سال ۱۹۴۴ به اشغال متفقین درآمد.
کمیساریای رایش هلند (Reichskommissariat Niederlande) حاکمیتی بود که توسط دولت آلمان از سال ۱۹۴۰ در پی اشغال این کشور ایجاد شد تا با اداره آن به عنوان مستعمره مقدمات الحاق به آلمان رایش بزرگتر را فراهم آورد.
کمیساریای رایش نروژ (Reichskommissariat Norwegen) در سال ۱۹۴۰ تأسیس شد. همانند کمیساریای رایش هلند و بلژیک قرار بر این بود که جمعیت آلمانی آن به آلمان رایش بزرگتر ملحق گردد. رژیم کسلینگ در نروژ به رهبری ویدکون کیسلینگ به عنوان یک دولت دست نشانده در دوران اشغال نروژ توسط نازیها در این کشور گمارده شد درحالیکه که هاکون هفتم، پادشاه این کشور و دولت قبل به تبعید رفته بودند. کیسلینگ نروژیها را تشویق میکرد دواطلبانه در وافن اس اس خدمت کنند و در اخراج یهودیان همکاری نمایند. او مسئول اعدام عدهای از اعضای جنبش مقاوت نروژ شناخته میشود.
دولت عمومی (Generalgouvernement) عنوانی بود که به مناطق اشغال شده در لهستان که مستقیماً جزو خاک آلمان نشدند، اطلاق گردید اما همانند بوهمیا و مراویا به عنوان تحتالحمایه در قلمرو حاکمیت آلمان در نظر گرفته شدند.
بلژیک به سرعت تسلیم آلمان شد و پادشاه این کشور در دوره اشغال نظامی آن بین سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ در بلژیک باقی ماند. پادشاه بلژیک از آن جایی که بسیار سعی میکرد پس از پیروزی کامل آلمان در جنگ، حقوق کشور تأمین گردد، همکاری نزدیکی با آلمان داشت. اما هیتلر قصد داشت بلژیک و جمعیت آلمانی تبار آن را ضمیمه آلمان رایش بزرگتر بکند. در ابتدای ارگانی با نام کمیساریای رایش بلژیک (Reichskommissariat Belgien)که مستقیماً توسط دولت آلمان اداره میشد، حاکم بلژیک بود که به دنبال آن که بلژیک را به آلمان ملحق کند. به هر وجه بلژیک سال ۱۹۴۴ به اشغال متفقین درآمد.
کمیساریای رایش هلند (Reichskommissariat Niederlande) حاکمیتی بود که توسط دولت آلمان از سال ۱۹۴۰ در پی اشغال این کشور ایجاد شد تا با اداره آن به عنوان مستعمره مقدمات الحاق به آلمان رایش بزرگتر را فراهم آورد.
کمیساریای رایش نروژ (Reichskommissariat Norwegen) در سال ۱۹۴۰ تأسیس شد. همانند کمیساریای رایش هلند و بلژیک قرار بر این بود که جمعیت آلمانی آن به آلمان رایش بزرگتر ملحق گردد. رژیم کسلینگ در نروژ به رهبری ویدکون کیسلینگ به عنوان یک دولت دست نشانده در دوران اشغال نروژ توسط نازیها در این کشور گمارده شد درحالیکه که هاکون هفتم، پادشاه این کشور و دولت قبل به تبعید رفته بودند. کیسلینگ نروژیها را تشویق میکرد دواطلبانه در وافن اس اس خدمت کنند و در اخراج یهودیان همکاری نمایند. او مسئول اعدام عدهای از اعضای جنبش مقاوت نروژ شناخته میشود.