طرح اولیه اتحاد آلمان و ایتالیا
+0 به یه ن
ایتالیا به رهبر ی دوک بنیتو موسولینی از اوایل دهه ۱۹۲۰ میلادی به دنبال یک اتحاد راهبردی با آلمان در مقابل فرانسه بود. او پیش از رسیدن به ریاست دولت، به عنوان رهبر جنبش فاشیست ایتالیا از ایجاد یک اتحاد با آلمان که به تازگی در جنگ اول جهانی شکست خورده بود، حمایت میکرد. او معتقد یود ایتالیا میتواند با ایجاد یک اتحاد با آلمان در مقابل فرانسه، نفوذ خود را در اروپا گسترش دهد. اوایل سال ۱۹۲۳ برای نشان دادن حسن نیت، ایتالیا به صورت محرمانه محمولهای از تسلیحات به ارتش آلمان رساند درحالیکه آلمان بر اساس قرداد ورسای متحمل محدودیتهای شدیدی در قوای نظامی خود بود.
در سپتامبر ۱۹۲۳ موسولینی از گوستاو استرسمن، صدراعظم آلمان خواست که دو کشور سیاست مشترکی را دنبال کنند. او در اصل به دنبال حمایت آلمان از ایتالیا در صورتی بود که در پی تصرف فیوم توسط این کشور، فرانسه در حمایت از یوگوسلاوی وارد جنگ با ایتالیا شود.
در سال ۱۹۲۴ سفیر آلمان در ایتالیا گزارش داد که موسولینی به یک آلمان ملیگرا به عنوان یک متحد ضروری مقابل فرانسه مینگرد و به دنبال بهرهبرداری از میل نظامیان و سیاست مداران آلمانی به یک جنگ انتقام جویانه در مقابل فرانسه است.
در دوره جمهوری وایمار، دولت آلمان از پایبندی و احترام به قرارداد ورسای که مجبور به امضای آن شده بود، امتناع میکرد و در بسیاری از مواقع مرزهای تعیین شده در این قرارداد را رد مینمود. ژنرال هانس فون زخت (فرمانده رایشسوهر -ارتش آلمان- بین سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۶) از اتحاد بین آلمان و شوروی برای تهاجم به لهستان و تقسیم آن برای بازگرداندن مرزهای سال ۱۹۱۴ بین آلمان و روسیه حمایت میکرد. گوستاو استرسمن، وزیر خارجه آلمان در سال ۱۹۲۵ اعلام کرد باز پس گیری اراضی از دست رفته آلمان در لهستان یک وظیفه بسیار مهم برای دستگاه سیاست خارجی این کشور است. رایشسوهر در سال ۱۹۲۶ اعلام کرد پس گرفتن اراضی آلمان از لهستان مهمترین اولویت این نیروها است و بازپس گرفتن سار، الحاق اتریش به آلمان و دوباره نظامی سازی رنلند در مراحل بعدی قرار دارند.
با توجه به این که تعهدات آلمان بر مبنای قراداد ورسای در سال ۱۹۳۵ به پایان میرسید، ایتالیا از دهه ۱۹۲۰ میلادی این سال را یک سال کلیدی برای آمادی سازی جهت جنگ با فرانسه میدانست.
در سال ۱۹۲۴ ملاقاتی بین ژنرال ایتالیایی لوئیجی کارپلو و مقامات بلندپایه ارتش آلمان در برلین بر سر همکاری بین دو کشور صورت گرفت. مذاکرات نهایا با این نتیجه به پایان رسید که آلمان مایل است یک جنگ انقام جویانه با فرانسه داشته باشد اما به دلیل کمبود سلاح در ارتش این کشور امیدوار است کمکهای لازم را از ایتالیا دریافت کند.
در سپتامبر ۱۹۲۳ موسولینی از گوستاو استرسمن، صدراعظم آلمان خواست که دو کشور سیاست مشترکی را دنبال کنند. او در اصل به دنبال حمایت آلمان از ایتالیا در صورتی بود که در پی تصرف فیوم توسط این کشور، فرانسه در حمایت از یوگوسلاوی وارد جنگ با ایتالیا شود.
در سال ۱۹۲۴ سفیر آلمان در ایتالیا گزارش داد که موسولینی به یک آلمان ملیگرا به عنوان یک متحد ضروری مقابل فرانسه مینگرد و به دنبال بهرهبرداری از میل نظامیان و سیاست مداران آلمانی به یک جنگ انتقام جویانه در مقابل فرانسه است.
در دوره جمهوری وایمار، دولت آلمان از پایبندی و احترام به قرارداد ورسای که مجبور به امضای آن شده بود، امتناع میکرد و در بسیاری از مواقع مرزهای تعیین شده در این قرارداد را رد مینمود. ژنرال هانس فون زخت (فرمانده رایشسوهر -ارتش آلمان- بین سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۶) از اتحاد بین آلمان و شوروی برای تهاجم به لهستان و تقسیم آن برای بازگرداندن مرزهای سال ۱۹۱۴ بین آلمان و روسیه حمایت میکرد. گوستاو استرسمن، وزیر خارجه آلمان در سال ۱۹۲۵ اعلام کرد باز پس گیری اراضی از دست رفته آلمان در لهستان یک وظیفه بسیار مهم برای دستگاه سیاست خارجی این کشور است. رایشسوهر در سال ۱۹۲۶ اعلام کرد پس گرفتن اراضی آلمان از لهستان مهمترین اولویت این نیروها است و بازپس گرفتن سار، الحاق اتریش به آلمان و دوباره نظامی سازی رنلند در مراحل بعدی قرار دارند.
با توجه به این که تعهدات آلمان بر مبنای قراداد ورسای در سال ۱۹۳۵ به پایان میرسید، ایتالیا از دهه ۱۹۲۰ میلادی این سال را یک سال کلیدی برای آمادی سازی جهت جنگ با فرانسه میدانست.
در سال ۱۹۲۴ ملاقاتی بین ژنرال ایتالیایی لوئیجی کارپلو و مقامات بلندپایه ارتش آلمان در برلین بر سر همکاری بین دو کشور صورت گرفت. مذاکرات نهایا با این نتیجه به پایان رسید که آلمان مایل است یک جنگ انقام جویانه با فرانسه داشته باشد اما به دلیل کمبود سلاح در ارتش این کشور امیدوار است کمکهای لازم را از ایتالیا دریافت کند.